Abyss

وضعیت در حالت بلاتکلیفی قرار دارد. آتش بس مدام نقض میشود اما هیچ کدام تا این لحظه هنوز جرقه آغاز دوباره جنگ تمام عیار نشده اند. محاصره ادامه دارد و فشار اقتصادی کمر اکثریت مردم را شکسته است. به غیر از ان قشر مرفه که خب هیچوقت اسیب نمیبینند. درگیری ها در جنوب است. سپاه به تلافی حملات اسرائیل به حزب الله لبنان به کشورهای اطراف خلیج فارس حمله می‌کند، بعد آمریکا در جنوب پاسخ می‌دهد، باز سپاه به همان کشورها موشک و پهپاد می‌زند. البته هنوز دوباره به امارات یا عربستان حمله نکرده اند، در حد همان کویت و بحرین مانده است.

از الان، ادامه مسیر دو حالت است. مثل همیشه، دو حالتی که به نظر می‌آید احتمال بیشتری دارند. چرا که می‌دانیم بی نهایت حالت وجود دارد.

یک حالت می‌شود نظر آقای ویسی، که اگر امریکا بعد از رسیدن باکسر، تا دو هفته بعد حمله را دوباره شروع نکند، احتمال اغاز دوباره جنگ خیلی کم می شود.

یک حالت طبق نظر آقای علایی، ترامپ درحال استفاده از فرصت جام جهانی، برای ادامه فشار این وضعیت به عرب ها برای پیوستن به پیمان ابراهیم و همینطور اخلال در مسیر تامین نفت چین است. درحال تمیزکاری حزب جمهوری خواه هم هست. طبق نظر ایشان، ترامپ به هیچ وجه بنا نخواهد داشت که با جمهوری اسلامی توافق کند. او مدام انها را میزند و میکشاند پای و میز و دوباره میزند و دوباره مذاکره، ترامپ میخواهد میراث سیاسی به جا بگذارد و این کار را خواهد کرد.

نظر آقای جنت خواه هم می‌توان گفت نزدیک به همین حالت هست. پیاز چوب پول. خرگوش و روباه، کلاهت کو؟

یک روز شیر سلطان جنگل می‌رود سفر، خرگوش را جای خودش میگذارد. خرگوش که از روباه کینه داشته، میگوید بروید روباه رو بیارید. وقتی میآورندش، به روباه می‌گوید کلاهت کو؟ روباه پاسخ میدهد، کلاه؟ خرگوش سریعا میگوید بزنیدش. این داستان ادامه پیدا میکند تا اینکه روباه به کلاغ میگوید برو به شیر بگو این خرگوش دارد برنامه میکند. شیر که مطلع میشود به کلاغ میگوید برو به خرگوش بگو هربار یک بهانه جدید بیار تا تکراری نباشه. بگو برود سیگار بگیرد، اگر قرمز خرید بگو چرا ابی نخریدی اگر ابی خرید بگو چرا قرمز نخریدی. خرگوش دوباره میگوید روباه را بیاورید. به او میگوید برو سیگار بگیر. روباه میپرسد ابی یا قرمز؟ خرگوش جا میخورد میگوید به تو چه؟ تو اصلا بگو کلاهت کو؟ روباه پرسید داستان کلاه چیه؟ خرگوش دوباره فرمان داد که بزنیدش.

منظور اقای جنت خواه از این داستان، این است که ترامپ هربار با جمهوری اسلامی میرود تا یک مرحله ای از توافق ان هم به صورت جدی، وقتی به یک نقطه تفاهم باید رسید دوباره میگوید کلاهت کو؟ و انقدر ادامه میدهد تا به هدفش برسد.

در مورد وضعیت سید مجتبا خامنه ای، وضعیت بسیار بد است. با توجه به حرف هایی که سپاه از دهان بعضی افراد در رسانه ها منتشر میکند، گویا میخواهد زمینه چینی مرگ او را بکند تا در جنگ بعدی، بتواند بگوید رهبری شهید شدند. در صورت زنده بودن، اینطور به نظر میرسد که وضعیت بسیار بدی دارد. در اینده خواهیم دید کدام درست است. وضعیت سید مجتبا پاسخ مسئله بسیار مهمی خواهد بود.

سید مجتبا از سال ۷۶ جلسات همفکری با حلقه اطرافش را اغاز کرده. حسین طائب، عباس پالیزدار، محمد سرافراز. همین ها یادم است. در سال ۸۴ هم کروبی وقتی رهبر نامه نوشت، شخصی به شما گفته اقازاده از فلان شخص حمایت میکند و در انتخابات دخالت میکند. در پاسخ به کسی که این حرف را به خامنه ای زده ، سید علی خامنه ای گفت ایشان آقازاده نیستند، ایشان خودشان آقا هستند. در سال ۸۸ هم شعاری از جایی رسید به خیابان، مجتبا بمیری رهبری رو نیبینی. سردار همدانی جانشین نیروی قدس هم فعال ترین عنصر اشکار در جمع کردن اعتراضات سال ۸۸ بود. پیاده کردن نقشه تحریک احساسات مذهبی با اتش زدن خیمه در روز عاشورا هم توسط برادران قاچاقچی به گفته اقای احمدی نژاد انجام شده است.

و از ان سال، تا ۹ اسفند ۱۴۰۴، رسیدیم به رهبری سید مجتبا خامنه ای. این همه مدت، عده زیادی، میگفتند که این داستان ها افسانه است. خودم یادم است کلاس پنجم یا ششم بودم، که راجع به مجتبا میخواندم به انگلیس رفت و امد دارد و فرزندش را انجا به دنیا اورده. تمام این زمان، عده دیگری که الان همه پروفایلشان صالح بعد صالح و مجتبا است، وقتی میگفتی سید مجتبا رهبر میشود به تو میخندیدند و میگفتند که مگر سلطنت است. اقای خلجی که میگفت افسانه است. البته، حرف او، همزمان هم درست است هم اشتباه. مجتبا رهبر شد، اما ان رهبری که در تصورها بود نشد. یک نقاب برای گروهی از طبقه حاکم. مثل فیلم اکولیبریوم، که اقای علایی به ان اشاره داشت. در دنیایی سایبرپانکی یک حکومت مذهبی با یک رهبر وجود دارد. یک جنگنجوی قدرتمند که رشادت به خرج میدهد، اجازه پیدا میکند بخاطر این شجاعت هایش به ملاقات رهبر برود. او متوجه میشود رهبر سالها قبل مرده، و این چیزی که هست یک تصویر ساخته شده توسط هوشی مصنوعی بوده تا یک نقاب برای یک گروهی باشد که امور را کنترل میکنند.

چسباندن برچسب تئوری طوطئه به نظرات مختلف که از یک مرز خاصی از واقعیت انحراف پیدا نمیکنند اشتباه است.

از حدود ۱۲۸۰ که شیخ فضل الله نور، مخالف مشروطه، توسط مردم اعدام شد، رسیدیم به ۵۷ که روح الله خمینی رهبر شد، سپس در ۶۸ اغاز فصل قبلی این داستان، و اکنون ۱۴۰۵ سراغاز فصل جدید.

منوچهر اقبال و شکوه به شاه در مورد توده ای بودن اکثر وزرای تصویبی و مرگ در پس فردای ان.

زهره کاظمی اکنون زهرا رهنورد، فرح دیبا، ایت الله خویی، ایت الله طالقانی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا دولت موقت بازرگان را زدند. سپس طالقانی که پدر معنوی مجاهدین بود حذف شد. بعد مجاهدین و بنی صدر و بقیه. سپس رسیدیم ترور اقای خامنه ای توسط گروه فرقان. بعد در زمانی که او بیمارستان بوده انفجارهای دفتر حزب جمهوری و نخست وزیری رخ میدهد، ۷ تیر ۱۳۶۰، ۸ شهریور ۱۳۶۰.

بهشتی رجایی باهنر، و خیل عظیم دیگری هم حذف میشوند. در ادامه داستان خامنه ای رییس جمهور و فامیلش موسوی نخست وزیر میشود. در ادامه مشاهده میکنیم که منتظری که قایم مقام رهبری بوده، فرایند حذفش کلید میخورد و در نهایت موفق میشود.

اقای خمینی، طبق مستندی که من دیده بودم، میگفتند مریضی گوارشی اش، انطور نبوده که با ان سرعت بخواهد پیشرفت کند و در ۶ ماه ایشان را از پا در بیاورد. این نشانه از جهشی منبعث شده از پرتو های رادیواکتیو است و نحوه جان دادن پر درد او که احشام داخل خودش را بالا میاورده هم این موضوع را تایید کرده.

رفسنجانی که خرگوش تیزپای ما در رقابت با خامنه ای، لاکپشت داستان ما است، مغرور میشود و فکر میکند یک سید جلیل القدر را گذاشته رهبری و خودش همه کاره خواهد بود. در شرایطی استثنایی که چپ ها در جمهوری اسلامی یتیم شده بودند، و اقای خامنه ای هم کسی را نداشته، این دو بهم برخورد میکنند، و اقای خامنه ای که در جبهه حل اختلافات با امریکا بود، اکنون که میخواهد هسته قدرت شود گوی امریکا ستیزی را از بقیه می‌رباید. از ۶۸ تا ۷۸ اقای خامنه ای ۱۰ سال صرف تصفیه و کادرسازی در سپاه پاسداران و بقیه حکومت میکند. تجربه داریوش برای نظام باعث شد به سمت ساخت و تکثیر مداحی و مداح برود. تجربه های گذشته سیستم هنوز در سیستم هستند. و این ها اغاز داستان های ما در قضیه ۷۱ مشهد ، ۷۷ ۷۸ کوی دانشگاه و انصار حزب الله و توقیف مطبوعات، و ۸۸ انتخابات سبز و دی ماه ۹۶ و ابان ۹۸ و اعتراضات مهسا امینی ۴۰۱ و اعتراضات شیروخورشید در ۴۰۴ است.

درحال حاضر از روحانی اصلا صدایی در نمیاید. اشتباه میکردم که تصور گزینه بودن او را داشتم. یا تیم او خیلی صبور است، یا تیم مجتبا، یا بقیه باندهای مافیایی سپاه. انشاالله زنده باشیم و پایان این سریال پر رنج و ماجرا را ببینیم.

نویسنده: Saleh نظرات:

موزیک پلیر

© Abyss